![]() |
![]() |
|
| اخبار کارهای اجرائی من . نمایشنامه هام و ..... |
|
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نمايشنامه «كوكوي كبوتران حرم» به داستان ۱۲ زن میپردازد که به زیارت بارگاه امام رضا (ع) میروند. در مدت اقامت این زنان ناگفتههایی از زندگیشان بازگو میشود که هر کدام سالها آنها را با خود حمل کردهاند. اين نمايش سال گذشته در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.
به گفته نادري اين اثر از سوي انتشارات افراز روانه بازار كتاب خواهد شد. وي افزود: نمايشنامه «سعادت لرزان مرمان تيرهروز» و «ديوار» نيز در قالب يك جلد از سوي انتشارت قطره منتشر میشود. نمايشنامه «سعادت لرزان مردمان تيره روز» حكايت آدمهايی است كه به انتهاي خط رسيدهاند و مرگ براي آنها نعمتي است. اين اثر توسط محمدمحسن عليخاني به روي صحنه رفته. «عطا سردار مقلوب »، «دو حكايت از چندين حكايت رحمان»، «چند و چون به چاه رفتن چوپان»، «پچپچههاي پشت خط نبرد» و «سه پاس از حيات طيبه نوجواني نجيب و زيبا» از جمله آثار عليرضا نادرياند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:37 توسط علیرضا نادری |
|
|
عليرضا نادري که چندي پيش چهار نمايشنامه را براي اجرا در تئاتر شهر ارائه
کرده بود، از پذيرفته نشدن، تمام متون پيشنهادي اش خبر داد. اين نمايشنامه
نويس و کارگردان تئاتر اين خبر را اعلام کرد و توضيح داد؛ «تلويحاً عنوان
شده هر چهار متن پيشنهادي ام رد شده اند که براي من البته موضوع جديدي
نيست و به اين روند عادت دارم. گويا از نظر شوراي نظارت و ارزشيابي هيچ
نمايشنامه يي بدون اشکال نيست.» نادري دلايل رد شدن نمايشنامه ها را اين
گونه مطرح مي کند؛ «نمايشنامه ها به چند دليل در شوراي نظارت رد مي شوند.
يکي آنکه خوب خوانده نمي شوند. کساني که وظيفه مميزي را برعهده دارند عادت
کرده اند با ديدن چند کلمه يا موضوع خاص خيلي زود تکليف خود را مشخص کنند.
آنان تحمل تفکرات برخي از متون را ندارند و اصولاً نمايشنامه ها را براي
اجرا نشدن مي خوانند. هر متني اگر خنثي يا متعلق به سرزمين ديگري باشد به
آساني تصويب مي شود، اما همين که شرايط اجتماعي ما را مورد توجه قرار داده
باشد، بي درنگ رد مي شود.» به گزارش ايسنا اين استاد دانشگاه اين نوع
برخورد با آثار هنري را به زيان تئاتر، ادبيات و مخاطبان دانست؛ «هرچند
بسياري معتقدند در اين شرايط نبايد کار کرد، اما من معتقدم امروز زمان کار
است و بايد با اميدواري بيشتر کار کنيم، هرچند هرگز نااميد نبوده ايم اما
امروزه بايد خيلي جدي تر کار کنيم.»
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/06/18ساعت 13:20 توسط علیرضا نادری |
|
|
هشت نمايشنامهنويس كشورمان در واكنش به اتفاقات اخير بيانيهاي صادر كردند كه متن بيانيه را در ادامه ميخوانيد:
ما نمايشنامهنويسيم، ما اندكيم، بسيار اندك، با اين همه ما هستيم؛ نشسته در اتاقهايي كوچك، پشت ميزهايي كوچكتر، اما اتاقهاي كوچك ما، پنجرههاي بزرگي دارد كه رو به خيابانها باز ميشود، به مردمان كوچه، به بغضهاي فرو خورده، به چشمهاي پراشك و فريادهاي در گلو مانده، ما نمايشنامهنويسيم و اين روزها به جاي تالار رودكي و مولوي، خيابان رودكي و چهارراه مولوي را رصد ميكنيم، و در چارسوي شهر و ايرانشهر اميد را انتظار ميكشيم. ما نمايشنامهنويسان خلوتگزيده را اين روزها حاجت تماشا از كوي دوست به صحرا كشانده است، از مهتابي به كوچه، از تنگناي صحنههاي كوچك به بزرگراه قهرمانان بينشان، حالا ما هم در نامهاي مفخمي چون آنتيگونه و هملت و سياوش، نام قهرمانان حماسههاي خيابان را مينشانيم ما نمايشنامهنويسان نيت كردهايم از جمعي بزرگ بنويسيم. از آدمهايي كه نقشهايي بزرگ را بر ذمه گرفتهاند. نيت كردهايم از آدمهاي كوچك كوچه بنويسيم كه در دگرديسي نقش به هيات پرسوناژهايي فناناپذير قامت بستهاند اينك اين ما هستيم كه مخاطب مردميم. هر چند اندكيم، هر چند خرد و ناچيزيم. دوستان كتمان نميتوان كرد كه اكنون فضاي افسردهاي است و افسردگي بيش از آنكه وضعيتي روحي باشد، وضعيتي سياسي است براي رهايي از اين وضعيت افسرده، محتاج اميدي نجاتبخش هستيم، اميدي كه از درون اين وضعيت جوانه ميزند و ميل به تغيير و رهايي دارد و از همين رو فعال و كنشگر است. كنشگري براي ما نمايشنامهنويسان هيچ نيست جز ثبت دقيق و صادقانه رخدادها، همچون شهادتي از اين دوران براي آيندگان تنفس در فضاي خيابان و دميدن آن در روح آدمهايمان،پس همه دوستان نمايشنامهنويس خود را دعوت ميكنيم در اين اميد رهاييبخش با ما همراه شوند و در نمايشنامههايشان، راوي صادق روزگار خود باشند. حميد امجد، نغمه ثميني، محمد چرمشير، محمد رحمانيان، محمد رضاييراد، عليرضا نادري، محمدامير ياراحمدي و محمد يعقوبي امضاكنندگان اين بيانيه هستند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/05/15ساعت 8:36 توسط علیرضا نادری |
|
|
یادداشت "علیرضا نادری" فیلمنامه و نمایشنامهنویس و در روز امضای میثاق فرهنگی هنری مهندس موسوی با هنرمندان ایران عصرهجدهم خرداد هشتادو هشت خوشوقتم ازینکه اینجا هستم و ازهمهی شما بزرگان و همکاران عزیزم که با لطف و مهربانی به این نوشته توجه میکنید متشکرم. پیش از خواندن مقالهی اصلی دونکته رااشاره میکنم. من سالهاست وقتی نوشتهای رابرای جمعی میخوانم بیاختیار مشتم گره میشود، این گره کردن مشت ازخشم و ناراحتی نسبت به هیچکس جز خودم نیست، همیشه از خودم دلگیر و دلخورم که چرا هیچوقت همهی حرفهایم را نمینویسم یا نمیخوانم؟ این توضیح اینکه این نوشته همه حرفهای خود من نیست که دلیل دیگری نیز دارد: ادامه مطلب را بزنید . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/21ساعت 18:43 توسط علیرضا نادری |
|
|
نویسنده سریال میوه ممنوعه: وعده و وعيدهاي واهي مردم را به پوچي رسانده است .
«روزي كه به اين هموطنان عزيزم اين همه توهين شد و پاسخي داده نشد دوست داشتم به دفاع از آنها چيزي بگويم و گفتم». ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/03/12ساعت 17:18 توسط علیرضا نادری |
|
|
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در مراسم نكوداشت اين هنرمند كه عصر روز گذشته ـ دوشنبه 11 خردادماه ـ در دانشكده هنرهاي زيبا با حضور چهرههايي همچون عليرضا نادري، حميد فرخ نژاد، مهدي سلطاني، هوشنگ هيهاوند،فريندخت زاهدي، شيوا مسعودي، نغمه ثميني، مجيد سرسنگي و ... برگزار شد، اصغرفرهادي با ابراز خرسندي از برگزاري اين مراسم و با قدرداني از برگزاركنندگان اين مراسم خطاب به دانشجويان دانشكده هنرهاي زيبا گفت: در كنار من آدمهايي بسيار شايستهتر حضور دارند كه شايسته تقديرند، اما متاسفانه در كشوري زندگي ميكنيم كه تئاتر ما آنقدر محجوب و باحياست كه در كنار سينما ديده نميشود و به دليل پرهياهوتر بودن سينماست كه امروز از من تقدير ميشود.
در اين مراسم عليرضا نادري نمايشنامهنويس، كارگردان تئاتر و استاد دانشگاه، نامه دوستانهاي را با عنوان «در اهميت اصغر فرهادي بودن» خواند. نادري در اين نامه آورده است: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/03/12ساعت 16:55 توسط علیرضا نادری |
|
|
خوابم نمی برد به صد سال دیگر فکر نمی کنم به فردا نه امروز عصر...تصور میکنم یکی ازین بولتنها به دلیلی روی صندلی یک اتوبوس جا بماند و دخترکی اتوبوس سوار یا بسری جویای کار.مردی بیقرار یا مادری تنها برکشته از کار این بولتن را یافته و با خود به خانه ببرد!
این چیه؟ چه می دونم؟ چه می دونی دست تو بود تو آوردیش ! باشه تو اتو بوس افتاده بود منم آوردمش... اینا کی ان؟چه از خود راضی ان!بخون ببینم چی توش نوشته؟ می خواند!می خواند !می خواند... در باره ی تئاتره...تئاتر...تئاتر...نوشته تئاتر برای همه... دخترک به دخترانی که در این بولتن مثل خوشبخت ترین موجودات زمین لبخند زده اند نگاه می کند و لب می گزد و به رختخواب می خزد و زیر لب... خوش بحالشون...کثافتا! بسرک جویای کار به عکس دخترانی که در بولتن کنار بسران ایستاده اند و لبخند می زنند نگاه می کند و سری تکان داده به رختخواب سرد ش می خزد و می نالد... خوش به حالشون...عوضیا! ومرد بولتن فجر را نخوانده می بندد و ژرت می کند... اینا کی ان؟ و زن اگر او بولتن را آورده باشد نیمه خواب و خسته درین فکر ست اگر جیز با اارزشی یافته بود! و می خوابد بی اینکه جیزی بگوید حرفی بزند یا حتا ناله ای بکند! از فکر بولتن بیرونم!به تعداد صندلی هایی فکر می کنم که اینهمه استاد و کارگردان و هنرمند و هنر بیشه روی آن نشسته اند...ایم !به آن ژستهایی که در ان گرفته اند ...ایم! به این همه رنگ... رنج!به مردی که روی هواست اما نیم وجب...به کبوترانی که سعی کرده اند سی تا باشند...به هنرمندان!منتخبی که سعی شده سی نفر باشند!به سی... گاهی نگاهی به بولتن کنید!ودختری را در آخر اتوبوس به یاد بیاورید که بولتن را می یابد! اینا کی ین؟ما کی ایم؟دریا از سنگینی کشتیها نیس که بالا و بایین می شه!دریا از خودش دلش به هم می خوره... علیرضا نادری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/17ساعت 2:54 توسط علیرضا نادری |
|
|
چقدر خوشحالم !
وقتی فراغت و آرامش آمد و به دوستانم سر زدمُ حالی آمد نگفتنی...سلمان باهنرُابوذر ُآیت دولتشاه ُماریا شاهی سعید خواجه افضلی و رضا جان عزیزم!و خیلی های دیگر...که چه در هنرها یا در سینما تئاتر با هم دوره داشتیم!عجب می گذرد! محمود ناظری عزیزم! امیدوارم خوب باشی!بردیس!و...رضا ی شکراللهی ماه! کمی مشغله ها م کم شده کارای جدیدی کرده م که ازین به بعد باهم مرور می کنیم!زندگی زیباست اما منطقی نیست که خیلی بهش عادت کنیم!اینو از من که مرگ رو ملاقات کردم فعلا قبول کنین!تا بعد... روی ماه همه تون رو ز راه دور می بوسم! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/17ساعت 2:29 توسط علیرضا نادری |
|
|
سه روز از اجرای "کوکو"می گذرد هنوز اجرا به شکل واقعی خودش نرسیده حقیقتا رفتن از راههایی که دیگران نرفته اند بسیار دشوار وسخت به نظر می آید ایده ی محبوس ماندن دوازده زن آنسوی شیشه شنیدن صدای آنها از را ه گوشی وانتقال آن صدای از مسیر میکروفن های کوچک در ابتدا ایده ای ناممکن به نظر می آمد حتا در بین بازیگران بسیار فداکار هم کنار آمدن با این صورت از اجرا بسیار با مقاومت روبرو شد!هیچ بازیگری در تئاتر دوست ندارد از آنسوی شیشه ای بزرگ و با فاصله با تماشاگرش روبرو شود و نیز علاقه ای برای استفاده از وسیله ای برای انتقال صدا که به طور مستقیم به گوش تماشاگر چسبیده وجود ندارد.مگر بازیگرانی که از هر تجربه ای استقبال می کنند!
کسی به طور مشخص به این ایده حمله نمی کرد کما اینکه کسی هم قادر نبود از آن به طور صددرصد دفاع کندُظاهرا باید این کار شکست سختی می خورد! کم کم به اجرا نزدیک می شدم جند بار تصمیم گرفتم اینبار هم ازین کار درگذرم به یاد سالها قبل و دو نوبت اجرای عطا سردار مقلوب افتادم که چطور وقتی جوان تر بودم از شکست در انجام این ایده تا مدتها سرخورده شدم نمایش عطا سردار مقلوب هم که در دونوبت اجرا شد و به گواه تاریخ تئاتر غیر رسمی جنگ نخستین تئاتر جدی در باره ی جنگ ایران و عراق است که با جنگ چالشی جدی می کندُ تماشای مخفی زندگی آدمهایی است که در آسایشگاه آسیب دیدگان روحی از جنگ به زیست خود مشغول اند در آنجا می خواستم تماشاگران با ماسک خود را در آینه ی روبروی خود که شیشه ی گزل روانشناسی بود ببینند! نشد و حسرتش را هفده سال ُتا سه روز قبل با خود داشتم در کوکو هم تماشای دزدانه از بنجره ی روبرویی طبقه ی سوم به یک خانه ی اجاره ای ایده ی مرکزی است !بدون شیشه و تماشای دزدانه نمایش کوکو دچار یک خوانش معکوس می شودُواین همان چیزی است که این نمایش را جند سال دچار توقیف و محاق کرد اکنون کوکوی ما حاضر شده ُ تماشای آن را به همه ی علاقمندان تئاتر اجتماعی ایران تقدیم می کنم ُبه همه ی هنرمندانی که آرام آرام در بستر تئاتر اجتماعی ایران رشد می کنند جوانانی که هنر را با دغدغه های فرا زمینی و انتزاعی آغاز نمی کنند تئاتر برایشان اگر هم بازی است بازی سخت و دشوار و توانفرسای زیستن هشیارانه در متن جامعه ای است که آنها را می سازدُُ" کوکوی کبوتران حرم "در بطن خود رازهایی را از بشت صحنه ی روابط اجتماعی مردم ما عیان می سازد.در هیابانگ کر کننده ی نمایشهایی باز زیبایی شناسیهای لم دهنده در سایه ی بی خیالی... تماشای زیبایی هایی های کوکوی کبوتران حرم را به همه ی کسانی هدیه می کنم که از تماشای صحنه حالی نمی برند!از بشت شیشه و بنجره دیدنُ بهتر دیدن و بیشتر شنیدن را ارمغان می آورد...در کوکوی کبوتر این را ببینید! علی رضا نادری طراح نویسنده و کارگردان کوکوی کبوتران حرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/17ساعت 2:9 توسط علیرضا نادری |
|
|
مهران امام بخش و بچه های نصب دکور از ساعت 10 شب چهارشنبه تا الان ، ساعت 3 بعد از ظهر هنوز نخوابیدن و در حال زدن دکور هستن . اینم عکسهای جالب نصب دکور .
ادامه مطلب رو بزنید .( پائین عکس )
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/10ساعت 14:56 توسط علیرضا نادری |
|
|
شاید تنها بخشنامه ای که دراین مرز پر گهر آن هم در بخش بزرگ و پر از بخشنامه اش با استقبال فراوان روبرو شد همین دستورالعملی بود که دست کم مرا از شکنجه گاهی سخت و صعب نجات داد! روزگارانی که گذشت برای من پراز خاطرات تلخ 27 ساله ای است که روزی آن را با نام" کندوکاوی دیگر در در آموزش و پرورش ایران" خواهم نوشت.وبه همه ی مردان و زنانی تقدیم خواهمش کرد که از کار در بزرگترین معدن روباز طلای جهان هیچ چیز نصیبشان نشد جز قلبی خسته و شکسته،روحی زجر دیده و احساسی مجروح و زخم خورده وکابوسهایی پایان ناپذیر وحسرتهایی بی پایان...اغراق نمی کنم! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/22ساعت 17:17 توسط علیرضا نادری |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/10/05ساعت 9:58 توسط علیرضا نادری |
|
|
این سری سوم عکسهای تمرین نمایش . زیاد نمیتونم توضیح بدم ، اما منتظر اخبار بعدی و عکسهای بازبینی و مطالب جدید باشید . تو این چند وقته چون درگیر تمرینها بودم وقت نکردم مطالب در مورد کار روی وبلاگ بزارم .
منتظر نظراتتون هستم .
ادامه مطلب رو بزنید تا عکسها رو ببینید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/28ساعت 15:56 توسط علیرضا نادری |
|
|
دومین گزارش تصویری از تمرین کوکوهای کبوتران حرم است . منتظر گزارشهای بعدی باشید چون هم مفصل تر .
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/09/23ساعت 16:44 توسط علیرضا نادری |
|
|
نقدی کوتاه در مورد کوکوهای کبوتران حرم : توسط علی قلی پور
رئالیسمی که علیرضا نادری به سیاق آن می نویسد، سبکی آسیب پذیر تر از دیگر گرایش های موجود در تئاتر امروز ایران است. سه سال گذشت تا مجال ارایه عمومی نمایشنامه «کوکوی کبوتر» او فراهم شد. اما نه فراتر از برنامههای نمایشنامهخوانی خانه تئاتر. حال اینکه چرا خیل طرفداران رئالیسم در این سه سال از تماشای و یا خواندن این اثر محروم بودند پاسخ روشنی دارد که تا به حال بسیار از آن گفته و نوشته اند. اما دلیل دیگری که می توان برای تاخیر در اجرا و یا نمایشنامه خوانی این اثر اقامه کرد بیش از اینکه مربوط به شرایط باشد، برخواسته از آسیب پذیری این سبک است. این نوع نگاه به جامعه نیازمند صراحت لهجه در تصویر کردن شرایط است. به همین دلیل در شرایطی که سوء تفاهم ها مهمترین تاثیر را در اجرا شدن و یا حذف شدن یک اثر دارد، امید به اجرای یک نمایشنامه رئال که از بد حادثه انتقادی هم هست، کمی واهی به نظر می آید. اگر اجرای «کوکوی کبوتر» علیرضا نادری تا به حال تاخیر داشته، صرفا به دلیل تلقی غلط از سبک این نویسنده و حساس بودن رئالیسم در برابر تفسیرها و تاویل ها است. از آنجا که این اثر در پس تندی و تیزی انتقاد خود و در زیر پوسته سخت خود به جستجوی صداقت و معنویتی است که احتمال از نظر دور ماندن آن برای سانسورچی ها وجود دارد. حساس بودن آثار رئالیسم در تئاتر باعث شده تا هر سانسورچی بی استعدادی توانایی جلوگیری از اجرای این گونه آثار را داشته باشد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/09/20ساعت 12:20 توسط علیرضا نادری |
|
|
این نقد توسط امين عظيمي صورت گرفته
براي جامعهاي كه روند تحولات اجتماعي به سبب زيرساختهاي سنتي و الگوي قدرت در آن همواره با نوعي سرگرداني و عدم تعادل روبرو بوده است و علاوه بر دگرديسي دروني، همواره چالشهاي فراواني را به خاطر موقعيت جغرافيايي و سياسي خويش - از ابتداي تاريخ - با اقوام و ملتهاي گوناگون داشته، قرار گرفتن مداوم در"شرايط گذار" امري ناگزير بوده است . این امر در پي آمد خود، جامعه ایران و مناسبات درونياش را به نوعي عدم تعادل پايدار مبتلا کرده است که ريشههاي اين روند را ميتوان در مقاطعي چون حمله يونانيان به ايران تا زوال تمدن ساسانيان، حمله مغول، نابودي و احتضار نشانههاي فرهنگ و تمدن تا حضور انگليس، روسيه و آمريكا در ايران، و نقش بيشرمانه ايالات متحده به ويژه دركودتاي 28 مرداد 1332 ، انقلاب مردمي سال 57 عليه طاغوت و پس از آن تجاوز تحميلي كشور عراق تا به امروز - كه اين زورگويي و قدرتطلبي در جايي خارج از مرزهاي ايران كنترل و هدايت ميشود - ، مشاهده كرد. اين مسئله بيش از پيش ما را براي رسيدن به ثبات اجتماعي و برون رفت از شرايط گذار، نيازمند نوعي تاريخ نگاري انتقادي ميكند تا با درك زواياي آشكار و پنهان هر عصر و حركت به سوي الگوهاي پايدار ارزشي و رفتاري كه ارتباط مستقيمي با"آگاهي طبقاتي" دارد، گام برداريم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/09/18ساعت 17:7 توسط علیرضا نادری |
|
|
این اولین گزارش تصویری از تمرین نمایش کوکوهای کبوتران حرم . در روزهای بعدی بازهم از این گزارشها داریم . عکسهای بهتر و گزارشی کامل تر .
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/09/18ساعت 10:32 توسط علیرضا نادری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
نمایشنامه ها اخبار نقد و نظر یادداشتها |
| پیوندها |
|
وبلاگ ابوذر کریمی وبلاگ مهرداد ابوالقاسمی وبلاگ محمود ناظری وبلاگ پیمان شیخی |
|
RSS
|